سمفونی مرگ( هذیان مردگان )| ویکی پدیا فارسی

سمفونی مرگ( هذیان مردگان )

هیچ ملاقات کنند ه ای نبود 

یک کاکتوس

صفحه مانیتور

ودیگر جاده ای پرت

درمسیر قبرستان

ازتابوت پیاده شدم

شب بود

خانه ای اجاره کردم

به وسعت یک مرده

درنبش قبرستان

روز ها اینجا

بوی هذ یان مردگان به مشام می رسد

مردگان خوش باور

روزها اینجا قبربان

از مردگان طلب خیرات می کند

وشب احساس می کنم ارواح مردگان را

که سمفونی مرگ می نوازند

شب ها وشب ها تکرار می شوند

ومن هر شب دور از چشم ماه

می تراشم گور تنگی را برای فردای خود

شب ها ادامه دارد. ...

ومن مانده ام با این همه گور به گوری ام

چرا هیچ وقت گور خود را گم نمی کنم. 

حمید رضا بوستانی 

 

 

خانه ای اجاره کردم